تاثیر مشکلات خانوادگی بر آینده فرزندان

#1
خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت ما است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی و آینده، اخلاق، صحت و سلامت روانی مان نقش بزرگی برعهده دارد. رشد عاطفی و سلامت روانی کودک به خانواده و محیط خانوادگی بستگی دارد.

در کانون خانواده های نابسامان، خانواده هایی که از فروغ هرگونه محبت، گرم و روشن نشده است، دشواری کودکان از شیطنت ها و شلوغ کردن های ساده شروع می شود و به انواع بزهکاری ها، طغیان ها، انجام دادن اعمال شنیع و جنایات و عمل منافی عفت و دزدی منتهی می شود. محرومیت عاطفی که معمولا از تیرگی روابط خانوادگی به وجود می آید، یکی از علل مهم بزهکاری نوجوانان است.

خانواده یکی از اساسی ترین نهادهای اجتماعی است و در مراحل اولیه رشد کودک مهد پرورش وی به شمار می رود. به همین دلیل هرگونه اختلالی که در خانواده پدید آید، تأثیر مخربی در روحیه کودک می گذارد.

وضعیت مغشوش خانواده، ستیز و... اختلاف بین پدرومادر و رفتار خشونت آمیز والدین، از علل مهمی است که جوانان را دچار نگرانی و ناامنی کرده، در خود فرو می برد و به کناره گیری دیگران به ویژه پدرومادر می کشاند. جوان در چنین شرایطی روابط خود را با والدین گسسته، گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی و معنوی خود یا انتقام گرفتن از والدین به خاطر محرومیت ها و سختگیری های نابجای آنها دست به کار های خلاف بزند.

گاهی اوقات خانواده هایی که در آن پدر و مادر از هم جدا نشده اند، نسبت به خانواده های گسسته اثر مخرب تری روی فرزندان دارند، بدین معنی که اگر اولیا با هم تجانس و توافق نداشته و همیشه درحال نزاع و مشاجره باشند، کودک احساس حقارت و ناامنی شدیدی خواهد کرد. اغلب اوقات منشأ اضطراب بزرگسالان را می توان در اختلاف پدر و مادر آنها در زمان کودکی یافت.

البته باید متذکر شد که اختلاف والدین لزوما باعث ایجاد اختلالات روانی کودکان نمی شود، زیرا گاهی کودکانی بوده اند که با وجود خانواده ناآرام توانسته اند به خوبی با محیط خود سازش یابند و زندگی سالمی داشته باشند. ولی به طورکلی اغلب کودکانی که در خانواده های غیرعادی پرورش پیدا می کنند، تحت تأثیر سوء آن قرار خواهند گرفت.

تعارض ازدواجی برای کودکان، پیامد های بدی دارد. کودکان و نوجوانان والدینی که تعارض مکرر شدید دارند و آنها که مشکلات را به روش خصمانه ای حل می کنند، مشکلات عاطفی و رفتاری بیشتری داشته و نسبت به کودکان خانواده های متعادل، عزت نفس پایین تری دارند.

محققان پی برده اند که ناسازگاری ازدواجی والدین با ناسازگاری ازدواجی فرزندانشان در سال های بعدی رابطه دارد. وقتی والدین حسود، کج خلق، منتقد، سلطه گر و زود خشم هستند، بچه های آنها این روند را در روابط ازدواجی خودشان ادامه می دادند.

تعارض والدین برای رفاه عاطفی و رفتاری کودکان زیانبار است. طبق تحقیقات انجام شده اگر والدین در تعارض قبل از طلاق باشند برای کودکان بهتر است که آنها طلاق بگیرند تا به ازدواج ادامه دهند.

از هم گسیختگی یک خانواده معمولا تأثیر ژرفی در زندگی اعضای آن می گذارد و حتی گاهی آنها را به بی سازمانی شخصیتی یا بی سازمانی شخصیت که یکی از کج روی های اجتماعی است، سوق می دهد. محیط خانواده رابطه مستقیمی با بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم دارد و از هم گسیختگی خانواده غالبا منجر به فرار کودکان از منزل، مدرسه و ولگردی می شود.

قبل از بچه دار شدن به نوع رابطه و چگونگی رفتار با فرزندانتان فکر کنید
شاید بتوان گفت که آماده سازی برای پدر یا مادر شدن و ایفای چنین نقشی در طول زمان کودکی به وجود می آید، مراقبتی که از کودک صورت می گیرد، برای آماده سازی عاطفی و دادن الگوی عینی جهت ایفای نقش والدینی کودک در آینده سودمند است.

از نظر پارسونز، احساس ایمنی به دوران کودکی محدود می شود، در این دوران کودک، محبت بی قیدوشرط والدین را دریافت می کند. خانواده، اساسی ترین نهاد «جامعه پذیرکردن» کودکان، به ویژه در سال های حساس اولیه زندگی است. خانواده، تحت شرایط صحیح، کودکان را آماده می سازد تا توانایی های بالقوه خود را شناسایی کنند و به عنوان افراد بالغ نقش های سودمندی را درجامعه برعهده گیرند.

کودکان در فرآیند جامعه پذیری در خانواده، امر و نهی والدین، تقلید و همانندسازی را که از مهم ترین شیوه های انتقال ارزش ها، هنجارها و سنت های اجتماعی است، یاد می گیرند. درحقیقت در خانواده است که کودکان می آموزند چه چیزی درست یا چه چیزی غلط است و چه چیزی خوب یا چه چیزی بد است.

طبیعی است که خانواده نقش قابل ملاحظه ای در شکل گیری شخصیت و رفتار کودک دارد. در محیط گرم و دوستانه خانواده که در آن پدر و مادر و اعضای دیگر خانواده، دارای روابط خوب و صمیمانه ای هستند، معمولا کودکان سالم، با شخصیتی مثبت و فعال بار می آیند که بازتاب عشق و علاقه خانوادگی را به صورت کار و کمک به دیگران نشان می دهند.

عدم مراقبت دقیق والدین و بی توجهی آنان به امر تعلیم وتربیت فرزندانشان، اساس کج روی ها را در کودکی پایه گذاری می کند که این امر در نوجوانی با شدت و حدت ظاهر می شود.

مهم ترین عوامل موثر در بزهکاری فرزندان، روش تربیتی نارس یا اختلال در شبکه ارتباطی خانواده است، والدینی که با کودکان خود مهربان نیستند بیشتر احتمال دارد که فرزندانی بزهکار داشته باشند.

افزایش احتمال بزهکاری در خانواده هایی وجود دارد که والدین از روش های انضباطی بسیار سخت گیرانه یا بسیار بی بندوبار و فریبنده استفاده می کنند یا شیوه انضباطی به جای آن که مبتنی بر استدلال باشد مبتنی بر تنبیه بدنی است یا والدین نسبت به فرزندان خود به جای آن که گرم و صمیمی و عاطفی باشند، بی توجه، غافل و تمسخر کننده هستند.

بچه انسانی است که اعمالی از او سر می زند، برای آن که حس عزت نفس را در کودک تقویت کنید، باید بین بچه و اعمال او تفاوت گذاشت، بچه ای شکست می خورد، شکست خورده نیست، بلکه انسانی است با امکان و فرصت تازه برای رشد و شکوفایی بهتر.

فرزندان نیاز دارند تا والدین شان با آنها بنشینند و صحبت کنند و به بازی و شوخی بپردازند. بعضی از والدین به این مسائل توجه نمی کنند آنها با این کار، نسبت به فرزندان شان غفلت می ورزند. باید حد و حدودی برای خواسته فرزندان تعریف کرد. تفاوت بین رفتار درست و نادرست به آنها آموخته شود.

یکی از موثرترین عوامل توسعه روابط بین والدین و فرزندان، دلگرم کردن فرزندان است. با این کار بر نقاط قوت و محاسن او تأکید می شود و اعتمادبه نفس و عزت نفس را در او به وجود می آورد. برای این که کودکان به خودشان اعتقاد پیدا کنند، باید به آنان اعتقاد داشت. برای این که کودک احساس لیاقت کند، باید گاه گاهی او را تشویق کرد. هر کودکی برای داشتن احساس امنیت باید حداقل یک نفر را دوست داشته باشد و توسط یک نفر دوست داشته شود.

ایجاد عشق و علاقه بین فرزندان و والدین بستگی به نحوه به وجودآوردن ارتباط بین آنان دارد. جو خانواده ممکن است رقابتی یا همکارانه، خصمانه یا دوستانه، استبدادی یا اختیاردهنده، منظم یا توأم با هرج و مرج باشد. جو خانواده، مدلی از روابط انسانی را به کودکان عرضه می دارد.

فشار و خشونت رفتار والدین به نوبه خود موجب اختلال عصبی در کودکان و نوجوانان می شود، محیط و رفتار نامناسب خانواده یکی از انگیزه های بزهکاری در کودکان و نوجوانان است. کودکانی که از عطوفت و محبت والدین برخودار نباشند به دشواری های روانی دچار می شوند. پدران و مادران نخستین کسانی هستند که می توانند اضطراب را در نوجوانان پدیدآورند.

روابط نادرست والدین با کودک از نظر مهرورزی و عاطفی و سختگیری های افراطی آنها ازجمله عوامل انحراف نوجوان است. روابط والدین با فرزند باید براساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد تا اعتمادبه نفس را در نوجوانان ایجاد کند. کانون سرد و بی فروغ و خالی از محبت و نوازش خانواده، اثر شومی در کودک به جا می گذارد.

پرخاشگری، بزهکاری و سایر مشکلات رفتاری نمایانگر اختلالاتی در روابط بین والدین و نوجوانان است. از آن جا که دلبستگی به خانواده ارتباط معکوسی با دلبستگی به همسالان دارد، هر قدر نوجوان به دلیل احساس تعلق که در خانواده از آن محروم است، به گروه همسالان جذب شود، خانواده بیشتر او را طرد می کند و او بیشتر جذب همسالان ناهنجار خود می شود.

مشکلات مالی و فقر می تواند بر آینده فرزندان تأثیر گذارد
فقر بی گمان به وجودآورنده سختی ها و ناملایماتی است که اگر نتوان در برابر آنها مبارزه کرد، خواه ، ناخواه انسان را به زانو درمی آورد. بیشتر محرومیت ها و برآورده نشدن تمایلات که باعث عدم اطمینان اجتماعی می شود، متکی به عامل فقر است و نمی توان آن را نادیده گرفت. بحران اقتصادی و کاهش درآمدها و در نتیجه، فقر عمومی رابطه نزدیکی با جرایم نوجوانان دارد. ناکامی ناشی از فقر و تنگدستی کودک را به انحرافات گوناگون می کشاند.

آلفرد مارشال در کتاب «تئوری های اقتصادی سرمایه داری» می نویسد: «در محیط فقر، به ویژه در مناطق پرجمعیت، فقر اقتصادی موجب از میان رفتن و پژمرده شدن استعدادهای انسانی می شود، جنایت، فحشا، فساد و رفتار خلاف اخلاق در درجه اول ناشی از فقر است.»

شاید بتوان گفت فقر و محرومیت مادی از مهم ترین عوامل به وجود آورنده جرم و بزهکاری است. فردی که دچار جرم و بزهکاری می شود، از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت و مغبون بودن می کند و از جامعه طلبکار می شود و از سوی دیگر، چون جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می پندارد، نوعی احساس انتقام کشی در او پرورش می یابد.

برای کم خونی کودکان چه چیزی مفید است؟ بهترین درمانهای خانگی
روش براق کردن کفش های چرم مثل روز اولشان (با واکس)
تاثیر شیر خشک بر چاقی کودک و چند نکته بسیار مهم
چگونه مهارت های ارائه/سخنرانی در جمع خود را بهبود ببخشیم؟

به این ترتیب، کوشش او برای فقر زدایی چه بسا در مجاری غیرقانونی ضداجتماعی افتاده و به جنایت کشیده شود. تنگدستی در خانواده باعث می شود زنان برای تأمین موادغذایی و نیاز های زندگی از ایفای وظایف خود عاجز باشند به نحوی که تربیت فرزندان را رها ساخته و به کار در خارج از منزل بپردازند، همبستگی مثبت بین میزان طلاق و فقر وتنگدستی وجود دارد.

نداشتن مسکن مناسب برای خانواده ها، تفریحات سالم و پرکردن اوقات فراغت برای فرزندان و همچنین عدم توانایی این خانواده ها جهت محافظت فرزندان از مفاسد موجود در محیط های ناسالم و معاشرت با افراد ناباب همگی ناشی از فقر و تهیدستی خانواده است.

برخی جامعه شناسان فقر و بینوایی را از عوامل به وجود آورنده جرم دانسته، می گویند که در فرد تهیدست عقده حقارت ایجاد می شود و او را به ارتکاب جرم وامی دارد، غالبا دخترانی که منحرف شده اند از یک سو دارای زندگی محقر بوده؛ ولی از سوی دیگر، تمایل داشته اند لباس های فاخر و تجملات دیگر داشته باشند.

جوانانی که باید در همان اتاق پدر و مادر خود یا سایر برادران و خواهران بزرگتر یا کوچکتر زندگی کنند و ناچارند هرگونه صدا، تمایل، سلیقه متضاد و دخالت های بجا و بی جای دیگران را از نزدیک احساس و تحمل کنند، واجد آمادگی بیشتری برای ارتکاب جرم هستند. از نظر آسیب شناسی اجتماعی، بیکاری و فقر نیز می تواند عامل عمده ای در پیدایی نابسامانی های رفتاری و روانی و در نتیجه موجب بالا رفتن انواع کج رویی های اجتماعی به خصوص اعتیاد به مواد مخدر و حتی خودکشی باشد.

نابسامانی های اقتصادی اجتماعی از قبیل فقر، تورم، گدایی، بیکاری، فقدان امنیت مالی و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت می شوند، زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیب های اجتماعی چون خودکشی، سرقت، اعتیاد به موادمخدر، الکلیسم، طلاق و گدایی و... فراهم می آورد.


Re: تاثیر مشکلات خانوادگی بر آینده فرزندان

#2
بله کاملا درسته. بالا بودن عزت نفس و اعتماد به نفس یک خانواده، مهمترین عاملی هست که نشون میده یک خانواده آمادگیشو داره که فرزندی داشته باشند.

قطعا سایت آکادمی زندگی به افرادی که مشکل دارند می تونه کمک کنه  

لینک سایت : آکادمی زندگی
 
آموزش عزت نفس آکادمی زندگی - بزرگترین و معتبرترین مرجع آموزش مهارت های زندگی
ارسال پست

بازگشت به “مشکلات رفتاری فرزندان ”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان