#19
نه زياد عزيزم... احساس داغي بدنم رو دارم و بزور كارامو ميكنم. به زور تو اداره ادما رو تحمل ميكنم. تصميم گرفتم يك مدت رفت و امدم رو باخانواده شوهرم قطع كنم. زيادي ديگه روشون به من و خانواده ام باز شده. فقط من غصه ميخورم و هي هيچي نميگم و مراعات ميكنم. تا كي؟ دوس دارن شوهرم فقط مال اونا باشه. من هميشه تنها باشم و اون اونجا باشه... بماند. شايد اينهمه غصه باعث شده من حتي نتونم يك قرص كوچيك رو تحمل كنم و هميشه سردرد باشم. برام دعا كنين. خيلي كشيدم ازاول ازدواجم...

#20
سلام مریم جان،
معذرت میخوام که دخالت میکنم ولی اومدم دعوات کنم، این استرس هایی که شما داری اصلا برات خوب نیست و تو وضعیت هورمون هات و وضعیت تخمک گذاریت میتونه آثار خیلی منفیی داشته باشه ، برای اینکه بتونی به نینیت برسی باید خودت رو بزنی به بیخیالی ،نه اینکه دو روز بیخیال باشی ،نه! باید چند ماه بیخیال باشی و به هیچ چی اهمیت ندی استراحت کنی تغذیه خوبی داشته باشی و بیخیال همه چی ،مراقب خودت باش و اینقد حرص نخور به ضرر خودته ، :wink:
مریم

#21
سلام مريم جونم ميفهمم جي ميكي منم با مريم دانش موافقم منم همينكارو كردم خيلي وقته بي خيالشون شدم اصلا نه ميرم نه ميام
اعصاب خودت و خورد نكن اينجور خونواده ها كه نصيب خود منم شده اصلا ارزش ندارن فقط سعي كن با شوهرت خوب باشي و بهش حقيقت و بفهموني
ببين مريم برات بيام خصوصي ميذارم بخون و بهش عمل كن فقط همين. من با خانواده شوشو مشكلي نداشتم و كاري بهشون نداشتم ولي اونا با رو دم من كذاشتن و مدام تا من و ميديدن تيكه بارم ميكردن حتي تا همين ٢هفته قبل منم با بي خيالي تمام بدون استرس باهاشون برخورد ميكنم نه بي احترامي نه احترام قبل . طوري كه حتي شوشو هم طرف منو داره. بيام خصوصي رو بخون عزيزم. خودتم اصلا نكران نكن. ميبوسمت.
نيني سالم ميخوام

#23
خانومايي كه مامان شدين فكر كنين ببينين جيزي يادتون مياد روزهاي قبل از اينكه آزتون مثبت بشه از بسته شدن لقاح علائمي نداشتيد؟ يعني هيج راهي نيست تا تاخير بريود بفهميم واقعا لقاح صورت كرفته يا نه؟ من كه ميميرم تا ٢هفته ديكه از استرس.
نيني سالم ميخوام

#25
سلام بچه ها. مريم دانش عزيز وبهارگلم
از هردوتون ممنونم. واقعا متشكرم...بهارم ببخش كه من اين حرفات رو نديده بودم عزيزم. منسه روز تهران بودم. ممنونم از لطفت. همينطوري كه بيرجندم باعث اذيتم. مريم دانش عزيز چشم گلم. منم بحرفت گوش ميدم. بي خيال ميشم و ميسپارم بخدا
سعي ميكنم اعتماد بنفسم رو درمقابل اطرافيان حفظ كنم و كمتر به حرفاشون بها بدم و حرفاشون روم تاثير نذاره

#27
مریمم دلمون برات تنگ شده بود .همیشه سلامت باشی گلم .
بهار جون من فقط سینه هام درد میکرد اونم شدید که الان هم دردش امونم رو بریده و نمیتونم بهشون دست بزنم . :|
مریم

#28
مریمم دلمون برات تنگ شده بود .همیشه سلامت باشی گلم .
بهار جون من فقط سینه هام درد میکرد اونم شدید که الان هم دردش امونم رو بریده و نمیتونم بهشون دست بزنم . :|
مریم

#29
ممنونم ازتون دوستاي نازم
بانيدجونم دلم برات تنك شده بود قربون مهربونيت ممنون از اطلاعاتت بازم فكر كن ببين شايد علائم ديكه اي هم يادت بياد عزيزم مرسي عزيز دل.
مريم دانش نازم ممنون از لطفت يه دنيا ممنونتونم كه با وجود اينكه باردار شديد باز هم به اين تايبيكها سر ميزنيد و حالي از ما ميبرسيد. مريم جون من سينه هام فقط يه خورده حساس شده مثل موقع بريودي و ميكم شايد از عوارض كلوميفن هايي باشه كه روزي ٢تا خوردم. نميدونم.الان ١٧ سيكلمه درد شما از كي شروع شد سينه هات عزيزم؟


مريمم قربونت بشم انشالله دوباره اومدي تهران در خدمتت باشيم نترس نميزارم بهت بد بكذره بوووووس.
نيني سالم ميخوام

#30
راستی بهار جان یادم اومد درد سینه هام که حسابی اعصابمو خورد کرده بود اصلا سوزه می کرد تا تا هفته 6 من همینجور بودم خدارو شکر الان بهترم
من قبل از پریودی هام هم درد داشتم اونم کناره سینه هام نه نوکش نوک سینه هام سوزش شدید داشت
ارسال پست

بازگشت به “تشخیص زمان تخمک گذاری”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 2 مهمان

cron