از شیر گرفتن کودک

#1
با سلام و خسته نباشید
پسرم 20 ماهشه از اول شیر خود م رو دادم و تغذیه اش هم خوبه اکثر غذاها رو خوب میخوره حالا میخوام از شیر بگیرم هفته پیش یکی از سین هامو قطع کردم و بهش ندادم البته روال شیر گرفتن رو به تدریجی کم کردم اون یکی سینه امو هم وقتی میخوابه یا نصف شبا بهش میدم اما هر چی تلاش میکنم که وقتی نصف شبا بلند شد بهش شیر ندم نمیشم الا و بلا میگی باید شیر بدی
حالا مودنم چیکار کنم اگه یه مدت فقط از یکی از سینه هام شیر بخوره امکان داره یکی از سینه ام نسبت به هم کوچیک و بزرگ بشه ؟

یا امکان داره که تا یه مدت فقط از همین یکی سینه شیر بخوره؟


Re: از شیر گرفتن کودک

#2
از شیر گرفتن صبر زیاد و همکاری اطرافیان رو می طلبه.

می تونی شب ها که بیدار میشه بدی پدرش بغلش کنه که بودی تنت و شیر بهش نخوره و تحمل کنید راهش ببرید لالایی بخونید رو پا بذارید و به مرور عادت می کنه چند شب سختی داره ولی بعدش انشالله اذیت نمی شی

Re: از شیر گرفتن کودک

#3
سلام دوستان
پسر منم 21ماه رو رد کرده ولی هنوز نتونستم از شیر بگیرمش. یعنی اصلا نمیدونم چه جوری شروع کنم. فکرش شده یه اضطراب بزرگ برام. پسرم خیلی وابسته اس و مخصوصا شبها هم خیلی بیدار میشه و شیر میخوره. دارم سعی میکنم شیر روزانه اش رو کمتر کنم ولی گاهی از پسش برنمیام. خیلی برام سخت شده.
کارشناس عزیز و دوستان راهکارهاتونو ارائه بدید... :cry: :cry:
سمیه عزیز فکر میکنی اگر فقط از یه سینه شیر بدم مفید خواهد بود؟
وقتی خداوند از پشت دستانش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنچنان محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

Re: از شیر گرفتن کودک

#4
سلام
پسر من 22 ماهش تموم شدم از روز پنجشنبه از شیر گرفتم هنوز داستانش و شب بیداریهام تموم نشده و شکر خدا داره بهتر میشه :P
شبا بهش فرنی میدم و شیر برنج و .... :P
صباجوون من عرشیا رو همینطور از شیر گرفتم :P دقیقا 22 ماه بهش شیر دادم
هر دو بچه ام روازی آخر وابستگی شون زیاد شده بود تا صبح یکسره شیر میخوردن برای همین خیلی سخت بود که عادت کنن.
روزای اول موقع بیدار شدن شیر میخواست و الان حالتی که گرسنه باشه هر چی باشه میخوره :P
سخته ولی ممکنه :mrgreen:
خودم خیلی اذیت شدم چون شیرم زیاد بود خیلی درد کشیدم الان دردش داره خوب میشه شیر کم شده
فردا دقیقا یک هفته اس :P
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد

Re: از شیر گرفتن کودک

#5
nazly53 نوشته شده:سلام
پسر من 22 ماهش تموم شدم از روز پنجشنبه از شیر گرفتم هنوز داستانش و شب بیداریهام تموم نشده و شکر خدا داره بهتر میشه :P
شبا بهش فرنی میدم و شیر برنج و .... :P
صباجوون من عرشیا رو همینطور از شیر گرفتم :P دقیقا 22 ماه بهش شیر دادم
هر دو بچه ام روازی آخر وابستگی شون زیاد شده بود تا صبح یکسره شیر میخوردن برای همین خیلی سخت بود که عادت کنن.
روزای اول موقع بیدار شدن شیر میخواست و الان حالتی که گرسنه باشه هر چی باشه میخوره :P
سخته ولی ممکنه :mrgreen:
خودم خیلی اذیت شدم چون شیرم زیاد بود خیلی درد کشیدم الان دردش داره خوب میشه شیر کم شده
فردا دقیقا یک هفته اس :P
سلام نازی جونم
خدا قوت :mrgreen: بالاخره شروع کردی؟ باریکلا به همتت :wink:
گلم قشنگ برام توضیح بده چیکار کردی؟ یعنی یه دفعه هم شب و هم روز رو قطع کردی؟ امروز تصمیم گرفتی فردا دیگه بهش شیر ندی؟ خودم به نظرم یه دفعه ای باشه بهتر از اینه که مثلا روزا رو ندم ولی شبا توی خواب بهش بدم اینجوری بچه سخت تره براش که عادت رو ترک کنه نههه؟ :roll:
شیربرنج و فرنی رو چه جوری بهش میدی؟ منظورت قبل از خوابه یا نصف شبا هم که بیدار میشه بهش میدی؟ سرد یا گرم؟ با خوردنش کنار اومد اونم وقتی گیج خوابه؟ خودم فکر کردم از این شیرهای نی دار با ماندگاری طولانی مدت که قبل از باز شدن بیرون از یخچال هم میمونه بگیرم چندتا و شبا اگه بیدار شد اونو بهش بدم که خیلی هم یخ نباشه، نمیدونم والا گیجمممممممم :evil: :evil: :evil: :evil:
ببخش من اینقدر سوال میپرسم خب تجربه ای ندارم خیلی استرس گرفتم :cry: :cry: :cry:
وقتی خداوند از پشت دستانش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنچنان محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

Re: از شیر گرفتن کودک

#6
سلام نازلی و صبا جون
پسرم رو چون از اول مهر میذاشتم مهد از همون روزا صبحها یه وعده اشو کم کردم و ندادم تو روز سه وعده شیر میدام عصر و شب و نصف شبا
یه ماه بعدش عصر حذف کردم چون از اول تصمیم گرفته بودم که تا قبل 2 سالگی از شیر بگیرم
این نصف شب بیدار شدنا و شیر خواستنا کلافه ام کرده بودن به خدا از تولد تا 20 ماهش یادم نمیاد که 5 ساعت یکریز بخوابم
پسرم از پنیر بدش میاد هر وقت میبینه یا دهنش میذاره حالش بد میشه منم برام بهانه ای شد که یه ذره پنیر به سینه ام بزنم همین که اطرافشو میدید پنیری دیگه روی سینه رو میکشید میگفت ممه خراب شده ضمنا هر روز هم چندین بار بهش میگفتم که تو دیگه بزرگ شدی و خوب غذا میخوری نباید ممه بخوری این مال بچه کوچولوهاست اونم خوب گوش میکرد و میگفت مال ببه هست
تا اینکه هفته قبل یکی از سینه هامو حذف کردم اما چون شیرم زیاد بود کلی اذیت شدم الان بهتره
اما این یکی رو نمیتونم البته دو شبه خیلی کم شده مثلا شبای قبل حدااقل 2 بار برا شیر بیدار میشد اما یه شبش قبل خواب بهش شیر دادم و نصف شب گفتم که دهنت خراب میشه و نخور با آب دادن آرومش کردم
پریشب هم چون قبل خواب نداده بودم فقط ساعت5 بیدار شد یکم دادم
تا ببینم چی میشه
بیشتر صبر و تحمل میخواد که با گریه های شبانه اش کنار بیایم تا ترک کنه

Re: از شیر گرفتن کودک

#7
سمیه جون ممنونم از راهنماییت
هر بچه ای قلق خودش رو داره امیدوارم این مرحله هم بخیر و خوبی بگذره، الان استرسه بعدا همش خاطره ست :mrgreen: امید بخدا :roll:
وقتی خداوند از پشت دستانش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنچنان محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

Re: از شیر گرفتن کودک

#8
سلام صبا جون و نازلی خانوووم من سر یاسین بطور کامل و یدفعه ای شیر رو از بچه گرفتم فقط سه شب نصفه شب ها بهش شیر دادم که اونم بعد از سه شب قطع کردم فقط اخر شب ها بهش غذای مقوی میدادم و بعدش هم اب و فقط چن شب اول بچه اذیت شد بعدا بکل بچه از یادش رفت بنظر من یدفه ای ازشیر گرفتن خیلی بهتره چون وقتی شما مثلا تو روز بچه رو شیر میدید شب نه بچه یجورایی اذیت میشه و همش منتظر اون ساعت از روزه که بهش شیر بدید امیدوارم موفق باشید :wink:
وقتی پایین ترینم ،خدا امید من است.
وقتی تاریک ترینم،خدا روشنایی من است.
وقتی ضعیف ترینم ،خدا نیروی من است
وقتی غمگینم،خدا آرام جان من است
خدا...
Http://elahemehrabani.blogsky.com

Re: از شیر گرفتن کودک

#9
elahe93 نوشته شده:سلام صبا جون و نازلی خانوووم من سر یاسین بطور کامل و یدفعه ای شیر رو از بچه گرفتم فقط سه شب نصفه شب ها بهش شیر دادم که اونم بعد از سه شب قطع کردم فقط اخر شب ها بهش غذای مقوی میدادم و بعدش هم اب و فقط چن شب اول بچه اذیت شد بعدا بکل بچه از یادش رفت بنظر من یدفه ای ازشیر گرفتن خیلی بهتره چون وقتی شما مثلا تو روز بچه رو شیر میدید شب نه بچه یجورایی اذیت میشه و همش منتظر اون ساعت از روزه که بهش شیر بدید امیدوارم موفق باشید :wink:
ممنونم الهه جون
التماس دعا...
وقتی خداوند از پشت دستانش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنچنان محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

Re: از شیر گرفتن کودک

#10
sa89324ba نوشته شده:
elahe93 نوشته شده:سلام صبا جون و نازلی خانوووم من سر یاسین بطور کامل و یدفعه ای شیر رو از بچه گرفتم فقط سه شب نصفه شب ها بهش شیر دادم که اونم بعد از سه شب قطع کردم فقط اخر شب ها بهش غذای مقوی میدادم و بعدش هم اب و فقط چن شب اول بچه اذیت شد بعدا بکل بچه از یادش رفت بنظر من یدفه ای ازشیر گرفتن خیلی بهتره چون وقتی شما مثلا تو روز بچه رو شیر میدید شب نه بچه یجورایی اذیت میشه و همش منتظر اون ساعت از روزه که بهش شیر بدید امیدوارم موفق باشید :wink:
ممنونم الهه جون
التماس دعا...
خواهش میکنم صبا جون
محتاجیم به دعا
وقتی پایین ترینم ،خدا امید من است.
وقتی تاریک ترینم،خدا روشنایی من است.
وقتی ضعیف ترینم ،خدا نیروی من است
وقتی غمگینم،خدا آرام جان من است
خدا...
Http://elahemehrabani.blogsky.com

Re: از شیر گرفتن کودک

#12
نازی جون بالاخره آریا جونو از شیر گرفتی نه؟ من هنوز مهدیارو نگرفتم.
میخواستم اگه ممکنه سوالایی که بالا ازت پرسیدم رو جواب بدی مثل همیشه ممنونتم :D
وقتی خداوند از پشت دستانش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنچنان محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

Re: از شیر گرفتن کودک

#14
sa89324ba نوشته شده:
nazly53 نوشته شده:سلام
پسر من 22 ماهش تموم شدم از روز پنجشنبه از شیر گرفتم هنوز داستانش و شب بیداریهام تموم نشده و شکر خدا داره بهتر میشه :P
شبا بهش فرنی میدم و شیر برنج و .... :P
صباجوون من عرشیا رو همینطور از شیر گرفتم :P دقیقا 22 ماه بهش شیر دادم
هر دو بچه ام روازی آخر وابستگی شون زیاد شده بود تا صبح یکسره شیر میخوردن برای همین خیلی سخت بود که عادت کنن.
روزای اول موقع بیدار شدن شیر میخواست و الان حالتی که گرسنه باشه هر چی باشه میخوره :P
سخته ولی ممکنه :mrgreen:
خودم خیلی اذیت شدم چون شیرم زیاد بود خیلی درد کشیدم الان دردش داره خوب میشه شیر کم شده
فردا دقیقا یک هفته اس :P
سلام نازی جونم
خدا قوت :mrgreen: بالاخره شروع کردی؟ باریکلا به همتت :wink:
گلم قشنگ برام توضیح بده چیکار کردی؟ یعنی یه دفعه هم شب و هم روز رو قطع کردی؟ امروز تصمیم گرفتی فردا دیگه بهش شیر ندی؟ خودم به نظرم یه دفعه ای باشه بهتر از اینه که مثلا روزا رو ندم ولی شبا توی خواب بهش بدم اینجوری بچه سخت تره براش که عادت رو ترک کنه نههه؟ :roll:
شیربرنج و فرنی رو چه جوری بهش میدی؟ منظورت قبل از خوابه یا نصف شبا هم که بیدار میشه بهش میدی؟ سرد یا گرم؟ با خوردنش کنار اومد اونم وقتی گیج خوابه؟ خودم فکر کردم از این شیرهای نی دار با ماندگاری طولانی مدت که قبل از باز شدن بیرون از یخچال هم میمونه بگیرم چندتا و شبا اگه بیدار شد اونو بهش بدم که خیلی هم یخ نباشه، نمیدونم والا گیجمممممممم :evil: :evil: :evil: :evil:
ببخش من اینقدر سوال میپرسم خب تجربه ای ندارم خیلی استرس گرفتم :cry: :cry: :cry:
ببخش من دیر دیدم این پست رو
من یه دفعه از شیر گرفتم
یه روز تصمیم گرفتم شیر ندم و دیگه ندادم
من هم قبل از خواب سیر بهش شیر برنج یا فرنی یا شیر میدم و هم نصف شب
معمولا گرم میکنم که همسرم خیلی کمکم میکنه آریا که بهانه گیری میکنه باباش شیر یا فرنی و شیر برنج گرم میکنه براش میاره.
آریا کلا شیشه شیر نگرفت من تو بطری سس بهش میدم.
من اصلا شیر با ماندگاری زیاد نمیدم بهش
همش از شیرهای نایلونی یا بطری با ماندگاری کم میگیرم
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد
ارسال پست

بازگشت به “تغذيه با شير مادر و يا شيشه شير”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان