چرا عشق ما روز به روز کمرنگ تر میشود؟

نمایه کاربر
moshaver
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 194
تاریخ عضویت: شنبه 23 خرداد 1388, 6:00 am
محل اقامت: تهران

چرا عشق ما روز به روز کمرنگ تر میش

پستتوسط moshaver » پنج شنبه 17 تیر 1389, 6:51 am

[align=center]بر خلاف تصور خيلي ها كه فكر مي كنند عشق يكباره پيدا مي شود و هميشه مي ماند و يا حتي بيشتر مي شود؛

واقعيت اينست كه عشق ممكن است يك لحظه ايجاد شود، اما همانند بذري است و در صورتي باقي مي ماند و رشد مي كند كه در زمين مناسبي جاي گيرد، آب و نور كافي به آن برسانيم؛ مرتب آفت كشي كنيم و به آن كود بدهيم و مستمراً به آن رسيدگي نمائيم

حال به نظر شما چه عواملی باعث می شود
عشق در زندگی روز به روز کم رنگ تر شود

بیایید با هم این عوامل را بشناسیم و ریشه آنها را بخشکانیم
تا همیشه زندگیمان چون روز اول سرشار از عشق و محبت باشد
[/align]
كارشناس روانشناسي فيروز

نمایه کاربر
mania
عضو جدید
عضو جدید
پست: 3
تاریخ عضویت: پنج شنبه 17 تیر 1389, 6:00 am
تماس:

پستتوسط mania » پنج شنبه 17 تیر 1389, 6:55 am

نهال عشق باید آبیاری بشه ، در زندگی مشترک نباید عشق را به فراموشی بسپاریم ، بلکه باید برای باطراوت ماندن نهال عشق هر لحظه تلاش کنیم.

نمایه کاربر
moshaver
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 194
تاریخ عضویت: شنبه 23 خرداد 1388, 6:00 am
محل اقامت: تهران

پستتوسط moshaver » پنج شنبه 24 تیر 1389, 5:34 am

ما عاشق ايده‌ آلها و كمالها مي شويم و از نقصان ها
مي گريزيم.
كارشناس روانشناسي فيروز

نمایه کاربر
moshaver
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 194
تاریخ عضویت: شنبه 23 خرداد 1388, 6:00 am
محل اقامت: تهران

پستتوسط moshaver » پنج شنبه 24 تیر 1389, 5:35 am

شايد تعجب كنيد اگر بدانيد معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود مي شوند و هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در اطراف خود مي‌كنند، به آن نام عشق مي نهند.

پس عشق به آن دختر و یا پسر آن وقتي رشد مي يابد و قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني ما ارائه دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق ما رو به افول مي رود.

اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل بگيرد و حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني اينكه بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ، نه به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد. عشقي كه مادون باشد، و از سطح پائين تري برخوردارست ، ارزش ندارد تا برايش بميريم.

پس اگر در زندگي به مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي خود شانه خالي مي كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن محور فكري اوست. اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد.
كارشناس روانشناسي فيروز

نمایه کاربر
tanin
عضو جدید
عضو جدید
پست: 9
تاریخ عضویت: پنج شنبه 24 تیر 1389, 6:00 am
تماس:

پستتوسط tanin » پنج شنبه 24 تیر 1389, 7:33 am

یه بار دیگه سلام
مطالب خوب و جالبه
می خواستم تشکر کنم و ازتون بخوام ادامه بدین.

نمایه کاربر
moshaver
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 194
تاریخ عضویت: شنبه 23 خرداد 1388, 6:00 am
محل اقامت: تهران

پستتوسط moshaver » جمعه 25 تیر 1389, 6:47 am

عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم.

مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه هاي خود داشته باشيم.

و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم

يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا مسخره بگيريم.
كارشناس روانشناسي فيروز

نمایه کاربر
moshaver
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 194
تاریخ عضویت: شنبه 23 خرداد 1388, 6:00 am
محل اقامت: تهران

پستتوسط moshaver » یک شنبه 27 تیر 1389, 10:43 am

عدم مهارت هاي زندگي



مهارت های كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم.

مهارتهاي ارتباطی زندگي را كسب نكرده ايم ، مقابله با تنش ها و مشكلات

را تجربه نكرده ايم ،‌نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته ايم ، همه

و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي شود
كارشناس روانشناسي فيروز

نمایه کاربر
moshaver
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 194
تاریخ عضویت: شنبه 23 خرداد 1388, 6:00 am
محل اقامت: تهران

پستتوسط moshaver » سه شنبه 29 تیر 1389, 7:38 am

عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي


به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي كنيم . مشكلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان وي،‌نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي دهيم و او را در تنگنا قرار مي دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم.
كارشناس روانشناسي فيروز

نمایه کاربر
asali
عضو جدید
عضو جدید
پست: 17
تاریخ عضویت: سه شنبه 29 تیر 1389, 6:00 am
تماس:

پستتوسط asali » سه شنبه 29 تیر 1389, 1:36 pm

گاهی همسران برای هم تکراری میشوند.

نمایه کاربر
moshaverpezeshki
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
كارشناس گروه بهداشتي فيروز
پست: 57
تاریخ عضویت: چهار شنبه 12 مرداد 1390, 6:00 am
تماس:

پستتوسط moshaverpezeshki » یک شنبه 3 مهر 1390, 7:44 am

سلام بر شما
جمله شما به كرات از سوي افراد مختلف شنيده ميشود وليكن رعايت موارد فوق كه همكارم به آن اشاره نموده اند .عملكردي وراهگشاست.اگر زوجين با ديد مثبت به يكديگر وزندگي بنگرند.قدر هم را بدانند وبه يكديگر احترام بگذارندوصبر وحوصله را در حل مشكلات و عيوب يكديگر از دست ندهند.قطعا مشكل فوق حادث نخواهد شد.
موفق باشيد.
مشاور پزشكي فيروز

نمایه کاربر
nazly53
عضو جدید
عضو جدید
پست: 13730
تاریخ عضویت: یک شنبه 8 مرداد 1391, 6:00 am
محل اقامت: تهران
تماس:

Re:

پستتوسط nazly53 » شنبه 6 مهر 1392, 7:10 am

asali نوشته شده:گاهی همسران برای هم تکراری میشوند.

سلام
ممکنه همه کارای روزمره برا آدم تکراری بشه ولی بنظر من اگه زن و شوهر عشقشون واقعی بشه هیچوقت تکراری نخواهد شد :D
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد

نمایه کاربر
nazly53
عضو جدید
عضو جدید
پست: 13730
تاریخ عضویت: یک شنبه 8 مرداد 1391, 6:00 am
محل اقامت: تهران
تماس:

Re: چرا عشق ما روز به روز کمرنگ تر میشود؟

پستتوسط nazly53 » شنبه 6 مهر 1392, 7:26 am

مینوجان قبول دارم بچه تغییراتی تو زندگی ایجاد میکنه ولی همه چی نیست
عشق زن و شوهر یه چیز دیگه
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد

نمایه کاربر
nazly53
عضو جدید
عضو جدید
پست: 13730
تاریخ عضویت: یک شنبه 8 مرداد 1391, 6:00 am
محل اقامت: تهران
تماس:

Re: چرا عشق ما روز به روز کمرنگ تر میشود؟

پستتوسط nazly53 » شنبه 6 مهر 1392, 7:55 am

minoo1 نوشته شده:
nazly53 نوشته شده:مینوجان قبول دارم بچه تغییراتی تو زندگی ایجاد میکنه ولی همه چی نیست
عشق زن و شوهر یه چیز دیگه

نازی جان خدا رو هزاران مرتبه شکر دو تا گل پسر داری :D من به فداشون انشالله دامادشون کنی
اما عزیزم سکوت خونه تو 8 سال باعث ازار من میشه تو این جامعه و وجود خیلی چالش ها واقعا من همیشه همسرم رو از خدا میخوام مصوصا این که 60 درصد من تو این شرایط مقصرم و اینکه در این شک دارم عشق منه اون رو به من وابسته کرده یا شرایط دیگه من :cry:

عزیزم من و شوهرم تو شلوغی خونه و با وجود پسرام دلمون برا عشقمون تنگ میشه :P
قربونت بشم انشاءالله خدا هر آنچه خیرت هست نصیبت کنه :P
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد

نمایه کاربر
nazly53
عضو جدید
عضو جدید
پست: 13730
تاریخ عضویت: یک شنبه 8 مرداد 1391, 6:00 am
محل اقامت: تهران
تماس:

Re: چرا عشق ما روز به روز کمرنگ تر میشود؟

پستتوسط nazly53 » یک شنبه 7 مهر 1392, 4:25 am

minoo1 نوشته شده:
Alale65 نوشته شده:نازی من با نظرت موافقم...عشق زن و شوهری یه چیز دیگه هستش....من که عشقم بهش کمرنگ نشده هیچ افزون هم شده....خدارو شکر اونم نظر منو داره :mrgreen:

مینو جان کافیه یه لحظه فکر کنی که بچه داشته باشی اما شوهرت در کنارت نباشه( خدا اون روز رو برای هیچ کس نیاره...حتی کافر)....میتونی تحمل کنی؟

من که نمیتونم....راستش با اینکه عاشق بچه ام ولی از روزی که محبت ها قراره تقسیم بشه میترسم :( :P

الا تو ام حرفای شوهر من رو میزنی :cry: اونم میگه بچه بیاد بینمون فاصله میوفته
اما این حس لعنتی چند وقته اومده سراغم که نکنه باهام تعارف میکنه :cry:
نمیدونم شاید وسواس فکری گرفتم :cry:

سلام
مینوجان ما خانوما همه مون مشکل داریم
منم بشوهرم تو داری اذیت میشی میگه نه من خودم اینطور میخوام
گاهی بخودم میگم چقد خلم اینقد میگم که آخرش بگه آره :mrgreen:
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد

نمایه کاربر
nazly53
عضو جدید
عضو جدید
پست: 13730
تاریخ عضویت: یک شنبه 8 مرداد 1391, 6:00 am
محل اقامت: تهران
تماس:

Re: چرا عشق ما روز به روز کمرنگ تر میشود؟

پستتوسط nazly53 » چهار شنبه 10 مهر 1392, 6:32 am

ای کاش باران می شدم

پنجره، ! ای کاش باران می شدم
می چکیدم مهربان بر گونه ات
مثل یک صبح بهاری می شکفت
خنده رنگین کمان بر گونه ات
پنجره ! ای کاش باران می شدم
می نشستم بر نگاه خسته ات
با حکایت های شادی از نسیم
باز می شد اخم های بسته ات
پنجره! ای کاش باران می شدم
مثل یک موسیقی نرم و قشنگ
مثل یک اواز خوب و ماندنی
می شدم همراه با دلهای تنگ
یا رب دستانم را سوی تو می گیرم

اگر دستانم را بگیری

کسی مرا دست کم نمی گیرد


بازگشت به “فلسفه ازدواج ”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان